خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد استگرچه خوبی ها بسی دارد، ولی اینش بد است
۲
صورت شیرین ز خون کوهکن خوش غافل استدشمنی هر کس که دارد خواب سنگینش بد است
۳
هرچه پیشت می نهد از خوان قسمت روزگارچون شراب کهنه تلخش خوب و شیرینش بد است
۴
فتنه ها در زیر سر داری، ازان سرگشته ایخواب راحت کی برد آن را که بالینش بد است
صفحهٔ ۱ از ۲