شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی توان در عشق، بی سامان حیرانی نشست؟آنچنان در گوشه ای بنشین که بتوانی نشست
۲
خاک خلعت خانه ی عالم اگر بر باد رفتگرد کی بر گوشه ی دامان عریانی نشست؟
۳
کاروان عیش را زین خاکدان ره بسته شدچند همچون رهزنان بتوان به ویرانی نشست؟
۴
از قفس پهلو تهی گر می کند دل، دور نیستچند روزی همره مرغان بستانی نشست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth