خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ستسبزه در رهگذرم رشته ی صیاد شده ست
۲
در ره مرغ دلم آنکه نهد دام فریبخبرش نیست که از دام که آزاد شده ست
۳
نکهت او چو نسیم آورد، از هوش رویمآتش خرمن ما سوختگان باد شده ست
۴
همچو می لطف و غضب را به هم آمیخته استآن جفا پیشه ببینید چه استاد شدهست!
صفحهٔ ۱ از ۲