خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که دل ز ورق حرف کینه خواهی شستسرشک بی تو ز مژگان من سیاهی شست
۲
حدیث کوثر آن لب به خضر رخصت نیستزبان اگرچه به صد آب همچو ماهی شست
۳
سرشک دیده ی پیران نشان نومیدی ستبه گریه دست ز خود شمع صبحگاهی شست
۴
ز پاس رنگ حنا، دست خود نمی شوییبه حیرتم که ز دنیا چگونه خواهی شست
صفحهٔ ۱ از ۲