خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد بهار و لاله صحن باغ را میخانه ساختاز طرب چون صبح صوفی سبحه را پیمانه ساخت
۲
گلشن از بلبل، من و بزمی که گر حاجت شودمی توان صد رنگ گل از یک پر پروانه ساخت
۳
بی ادای آشنایی کی دل از جا می روددام را صیاد ازان همچون کبوترخانه ساخت
۴
الفت اهل جهان را باعثی در کار نیستعاقلی نبود اگر دیوانه با دیوانه ساخت
صفحهٔ ۱ از ۲