شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کجا موجی ست، از مژگان ما برخاسته ستابر تر گردی ست کز دامان ما برخاسته ست
۲
همت ما ذره را از خاک تنها برنداشتگوی خورشید از خم چوگان ما برخاسته ست
۳
سینه را دشمن سپر کرده ست پنداری که بازموی جوهر بر تن پیکان ما برخاسته ست
۴
ای فلک تا نیم جانی هست، سامانی بدهتا تو فکر نان کنی، مهمان ما برخاسته ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth