شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوستیوسف از خیل اسیران گریبان چاک اوست
۲
گر سری دارم به زلف خوبرویان دور نیستکز پریشان خاطری پندارم آن فتراک اوست
۳
بخت آنم کو، که گوید چون رسد بر تربتمداشتم بی خان و مانی، کشته شد، این خاک اوست
۴
چشم سوزن گریه آلود است از چاک دلماین سخن را شاهد من رشته ی نمناک اوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth