شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
واقف کسی ز شیوه ی آن کج کلاه نیستچون صورت فرنگ، نگاهش نگاه نیست
۲
دل ها ز راز یکدگر آگاه نیستندآیینه را به خانه ی آیینه راه نیست
۳
دایم چو آفتاب سفید است روی منچشمی مرا به سرمه ی مردم سیاه نیست
۴
بی برگی جهان همه معلوم من شده ستگل چون طلب کنم که به باغش گیاه نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth