شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد استچراغ بزم سلیمان مصاحب باد است
۲
دماغ نکهت گل نیست ما خموشان رابه عندلیب بگویید این چه فریاد است
۳
کسی نمانده که گیرد خبر ز حال کسیبه باغ نوحه ی قمری ز فوت صیاد است
۴
به کار خویش همه محکم اند اهل جهانبرای مخزن خود غنچه قفل فولاد است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth