خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاستسایه ی بال هما با طره ی دستارهاست
۲
پرتو صبح جبین او شود هرجا بلندشام همچون سایه آنجا در پس دیوارهاست
۳
با نیازی رو به ساقی کن اگر دلخسته ایکآب دست او شفابخش همه بیمارهاست
۴
در بیابان جنون چون تارهای عنکبوتتارهای دامنم پیدا ز نوک خارهاست
صفحهٔ ۱ از ۲