خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آفت باد خزان را می توان معذور داشتدر گلستانی که هر بادام، چشم شور داشت
۲
صفحه ی رنگین خوان خود سلیمان جلوه داداز سرشک عاجزان، افشان چشم مور داشت
۳
دوش مستی پرده از راز نهان افکنده بودهر سر مویم به کف پیمانه ی منصور داشت
۴
از توانایی می رطل گران را در شبابمی کشیدم، گر کمان موج صد من زور داشت(؟)
صفحهٔ ۱ از ۲