خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ استوجود من چو پلنگ از تو مجمر داغ است
۲
زری که همره خود بعد مرگ از عالمبه زیر خاک برد کس، همین زر داغ است
۳
جنون عشق، جلوریز تاخت بر سر منسواد موی، سیاهی لشکر داغ است
۴
کدام جنس محبت ز من به رونق ماندکه از غبار دلم خاک بر سر داغ است
صفحهٔ ۱ از ۲