خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم بی طره ای آشفته حال استجدا از ماه خویشم، چند سال است
۲
ز خامه راز ما نتوان شنیدنزبان ترجمان شوق، لال است
۳
کند چون دختر رز جلوه، زاهدتماشا کن که یک دیدن حلال است!
۴
ببین آن چشم و ابروی گرهگیرکه پنداری مگر شاخ غزال است
صفحهٔ ۱ از ۳