شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه تن خون دل من همچو دهان زخم استهمه اندام من از درد، مکان زخم است
۲
چاره ی درد دلم کاوش مژگان تو کرداین غلط بوده که الماس زیان زخم است
۳
زخم از بس به سر زخم بود بر دل منتا جگر تیر تو آنجا به میان زخم است
۴
باورم نیست که تا روز قیامت برودحسرت روی تو در دل چو نشان زخم است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth