شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق خونریز که شیر مست استبه دل از تیر تو در نی بست است
۲
هر کجا راهزنی برخیزدبا تو چون دزد حنا همدست است
۳
حذر از فتنه ی آن چشم سیاه!تیغ دارد به کف و بدمست است
۴
این چه بالاست، که در طرف چمنسرو چون سبزه به پیشش پست است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth