شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون شحنه مرا پنجه ی تقدیر گرفته ستکو آنکه بپرسد به چه تقصیر گرفته ست
۲
هرجا که به جوش آمده دیوانه ای، از رشکاعضای مرا رعشه چو زنجیر گرفته ست
۳
ای مرغ چمن، از اثر باد خزان استکآواز تو چون بلبل تصویر گرفته ست
۴
چون خضر تواند کند اصلاح دل ما؟ویرانه ی ما را ره تعمیر گرفته ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth