شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از مصلحت الفت به من پیر گرفته ستاین تجربه را از شکر و شیر گرفته ست
۲
دل در طلبت بر ره دریوزه قدم زداول ز سر کوچه ی زنجیر گرفته ست
۳
از دام و قفس باک ندارم، بگذاریدصیاد اگر اوست مرا دیر گرفته ست
۴
افسوس که شد از ستم آینه ویرانملک دل ما را که به شمشیر گرفته ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth