شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لطف این دلشکنان [در حق] ما معلوم استهر که دارد کرمی، آن به گدا معلوم است
۲
می برد حسرت کوی تو ز دنیا خورشیددارد از بهر همین رو به قفا، معلوم است
۳
مرد بی برگ و نوا را ز جهان رنگی نیستحال دست تهی از رنگ حنا معلوم است
۴
شاهد پاکی طینت، سخن ما کافی ستجوهر ذاتی چینی ز صدا معلوم است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth