شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گلی به رنگ رخش گلستان ندارد هیچبهار گلشن حسنش خزان ندارد هیچ
۲
چه دست بر کمرش بردن و چه خمیازهکه چون میان دو مصرع، میان ندارد هیچ
۳
کسی که رفته چو نور نظر مرا از چشمنشانش از که بجویم، نشان ندارد هیچ
۴
نتیجه ای که دهد راستی، تهیدستی ستالف همیشه برای همان ندارد هیچ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth