خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبحگل شب بو شود از نکهت زلفت گل صبح
۲
چمن حسن تو از آب لطافت سبز استبر رخت زلف بود تازه تر از سنبل صبح
۳
عمر ما صرف هواداری شمع و گل شدگاه پروانه شامیم [و] گهی بلبل صبح
۴
جام عشرت منه از کف که خزان زود کندنوبهار چمن عمر تو فصل گل صبح
صفحهٔ ۱ از ۲