خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کشیده می از قرابهٔ صبحخفته بر مخمل دوخوابهٔ صبح
۲
در هوای تو چاکها داردجامهٔ شیر در قرابهٔ صبح
۳
چین زلف تو حلقهای در شامبیت ابروی تو کتابهٔ صبح
۴
از امیدی که شب به وصلم بوددست شستم به آفتابهٔ صبح
صفحهٔ ۱ از ۲