خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر ما دمی نمی گذرد بی شراب تلختا چند همچو ابر توان خورد آب تلخ
۲
شیرینی زلال طرب را ز گل بپرسروزی ما چو سبزه ی میناست آب تلخ
۳
آنجا که عشق غارت آسودگی کندبادام تلخ را نگذارد به خواب تلخ
۴
با یکدگر خوش است نشاط و غم جهانریزند ازان به شربت شیرین گلاب تلخ
صفحهٔ ۱ از ۲