شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حاصل من نیست از شهد سخن جز کام تلخد دهن من زبان تلخ است چون بادام تلخ
۲
گفته اند از نام آتش لب نمی سوزد، ولیتلخ می گردد دهان من، برم چون نام تلخ
۳
گرچه آب زندگانی می چکد از لب مرایک نفس همچون صراحی نیستم بی کام تلخ
۴
زان لب شیرین عجب دارم که اینها سر زندقاصد آیا از کجا آورده این پیغام تلخ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth