شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زبان که یاد دل بوالفضول می‌آردسند به دعوی ملک نزول می‌آرد
۲
نصیب نیست مرا از شکفتگی که جهانچو غنچه‌ام ز گلستان ملول می‌آرد
۳
ز باغبان چو کسی شاخ سنبلی طلبدبه صد عزیزی موی رسول می‌آرد
۴
ز دست مطرب مجلس چو دف کنم فریادبرای نغمه‌ای از بس اصول می‌آرد!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth