شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طالع من شد ضعیف از بس غم افلاک خوردرنگ و روی اخترم زرد است از بس خاک خورد
۲
در تمام عمر، زاهد روزه نتوان داشتنروزی خود را چرا باید بدین امساک خورد
۳
جرعه ای گفتم مگر صوفی ازان خواهد کشیداز کفم پیمانه را کافر گرفت و پاک خورد!
۴
آسمان گر قرص خورشیدم دهد، دور افکنمگر همه چون شعله ام باید خس و خاشاک خورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth