خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر شد و دم تأثیر ناله میگذردتو خفته ای به کمین و غزاله میگذرد
۲
ز چیست این همه تعجیل عمر، حیرانمکه تند و تلخ چو دور پیاله میگذرد
۳
به رخصت تو که خواهم به آب می شستننه صفحه را، که سخن در رساله میگذرد
۴
ز باد صبح سبکخیزتر بود، آرینگه به روی تو بر برگ لاله میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲