خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب گل شکفتگی ما دو رنگ بودنقل شراب، پسته ی خندان تنگ بود
۲
ساقی ز چهره آینه بر روی بزم داشتمطرب ز پنجه، شانه کش زلف چنگ بود
۳
گل از حجاب لاله رخان حال غنچه داشتشکر ز خنده ی لب خوبان به تنگ بود
۴
می کرد مدعی به من اظهار دوستیامشب ستاره پنبه ی داغ پلنگ بود
صفحهٔ ۱ از ۳