خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به صحرا آن کمانابرو پی نخجیر میآیدغزالان مژده! آن آهوی آهوگیر میآید
۲
چو سوی صیدگاه آید، ز ذوق او غزالان راصدای خندهٔ زخم از سر یک تیر میآید
۳
درآ در حلقهٔ دیوانگان گر عافیت خواهیبه گوشم این صدا از حلقهٔ زنجیر میآید
۴
محبت مینماید از طلسم خود مرا راهیکه بوی خون ازان چون رخنهٔ شمشیر میآید
صفحهٔ ۱ از ۳