شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در چمن دوش صبا بوی تو سودا می‌کردگل به کف داشت زر و غنچه گره وامی‌کرد
۲
سرو قد تو ز بیرون چو خرامان بگذشتچمن از رخنهٔ دیوار تماشا می‌کرد
۳
نتوان کام به زور از لب معشوق گرفتگر میسر شدی این کار، زلیخا می‌کرد
۴
گوشه‌گیری چو من ایام ندیده‌ست، کجاستآنکه دایم هوس دیدن عنقا می‌کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth