خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کس که ز آسوده دلی رنگ برآردگر شیشه گذارد به بغل، سنگ برآرد
۲
نقصان ز نم اشک نباشد دل ما رااز آب خود آیینه کجا زنگ برآرد؟
۳
چون لاله، سیه خانه شود چشمه ی آتشزان آه که مجنون ز دل تنگ برآرد
۴
فریاد ز محرومی بلبل که رخ اونگذاشت که یک گل به چمن رنگ برآرد
صفحهٔ ۱ از ۲