خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به من هردم ز روی مهربانی یار میپیچدبه آن گرمی که گویی شعلهای بر خار میپیچد
۲
به دستی جام و در دست دگر سیب ذقن دارمفلک از رشک من امشب به خود چون مار میپیچد
۳
سروکاری دلم با جلوهٔ مستانهای داردکه گل بر خویش میپیچد، چو او دستار میپیچد
۴
ازان بر هر طرف افتند در معمورهٔ عشقتکه موج سیل بر پای در و دیوار میپیچد
صفحهٔ ۱ از ۳