خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه همین از تو مرا گرد غم از سینه روداز تماشای تو زنگ از دل آیینه رود
۲
رشکم آید به گدایی که به دریوزه ی میبر در میکده ها در شب آدینه رود
۳
گر در آتش فکنم همنفسان، ممکن نیستکه مرا داغ می از خرقه ی پشمینه رود
۴
طور از شعله ی دیدار تو همچون طفلانپی آتش به در خانه ی آیینه رود
صفحهٔ ۱ از ۲