شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کردشد چو یوسف پادشاه، اول پدر را کور کرد!
۲
هر کجا دیوانه ای برداشت سنگی در ختاآرزوی سیر چینی خانه ی فغفور کرد
۳
آسمان این بزم پر آشوب را آن مطرب استکز سر بهرام چوبین، کاسه ی طنبور کرد
۴
خصم ما گر عاجز افتاده ست، ما هم عاجزیمدانه نتواند نگاه از بیم سوی مور کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth