شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد بهار و شمع با گل آشنایی می‌کندآشنایی از برای روشنایی می‌کند
۲
با تپانچه می‌توان تا چند رو را سرخ داشت؟چهره را لعلی شراب کهربایی می‌کند
۳
با کسی الفت مکن هرگز که یاران را فلکآشنا با یکدگر بهر جدایی می‌کند
۴
هیچ صید از پنجهٔ خونین صیادی ندیدبا دل من آنچه آن دست حنایی می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth