خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سیل ویرانی ز کنج خانهٔ ما میبردبرق فیض خرمن از یک دانهٔ ما میبرد
۲
همچو شمع ما گلی از هیچ گلشن برنخاستمرغ گلشن رشک بر پروانهٔ ما میبرد
۳
فیض طبع روشن ما بین، که سوی بزم خویشهر سحر خورشید شمع از خانهٔ ما میبرد
۴
نالهٔ بلبل به طرز نالهٔ ما آشناستگویی او هم باده از میخانهٔ ما میبرد
صفحهٔ ۱ از ۲