خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا ز بزم خود آن پر عتاب میراندچو سایه کز بر خود آفتاب میراند
۲
چنان به راه تو صید فریب گشته دلمکه هر نسیم چو موجم به آب میراند
۳
چه دشمنیست ندانم که باز گردش چرخمرا ز کوی تو چون آفتاب میراند
۴
مریض عشقم و دایم اجل به بالینمنشسته و مگس از من به خواب میراند
صفحهٔ ۱ از ۲