خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرودعکسش از آینه چون صورت دیبا نرود
۲
با حریفان ز تو عیب است سواری کردنبه که آهوی حرم جانب صحرا نرود
۳
در سرایی که تویی، گر همه محشر خیزدطفل از خانه برون بهر تماشا نرود
۴
نیست ممکن که صبا پیش مقیمان چمننام کویت چو برد، بوی گل از جا نرود
صفحهٔ ۱ از ۲