خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با لطف ساعدت ید بیضا نمیرسدپیش لبت سخن به مسیحا نمیرسد
۲
پای برهنه، گرم سراغم که شعله رااز خار زحمتی به کف پا نمیرسد
۳
دایم شریک عشرت این باغ بودهایمگلشن کنون به بلبل تنها نمیرسد
۴
ما را ز عیش نیست نصیبی که دست مااز کوتهی به گردن مینا نمیرسد
صفحهٔ ۱ از ۲