شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باغبان خُلد از گلزار ما گل می‌بردهمچو تخم گل به تحفه تخم بلبل می‌برد
۲
موج نگذارد کسی نزدیک این دریا رودابر اگر آبی برد، از چشمهٔ پل می‌برد
۳
او تغافل می‌کند، من هم تغافل می‌کنمصرفه‌ای پندارد از من در تغافل می‌برد
۴
ای کبوتر، محرم راز محبت نیستینامهٔ ما را به سوی یار، بلبل می‌برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth