خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگار از چمن وصل توام دور افکندآن سرشکم که مرا از مژه ی حور افکند
۲
چون صبوحی زده از خانه برآمد، خورشیدروشنی را ز حجاب رخ او دور افکند
۳
حسن مغرور چو شمشیر جفا کرد بلندخویش را شور جنون بر سر منصور افکند
۴
تاب سرپنجه ی اقبال سلیمان داریدست بتوانی اگر در کمر مور افکند
صفحهٔ ۱ از ۲