خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذردمی چون عرق ز پیرهن شیشه بگذرد
۲
فرهاد را بگو که ز جرم وفای توپرویز خود گذشت، اگر تیشه بگذرد
۳
در عشق، موج گریه ام از آسمان گذشتچون باده جوش زد ز سر شیشه بگذرد
۴
از برق عشق، خشک و تر ما تمام سوختگریان همیشه ابر ازین بیشه بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲