شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به عشق باده ز خون امید و بیم خورندکباب پخته و خام از دل دو نیم خورند
۲
به زور باده به مخمور می دهد ساقیچو خستگان که دوا از کف حکیم خورند
۳
کشیده اند صفی بیدلان عشق، ولیشکست همچو گل و لاله از نسیم خورند
۴
به کعبه باعث صد فیض گشت مستی ماخوش آن شراب که در خانه ی کریم خورند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth