شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کاروانی دگر از مصر هوس می‌آیدمژدهٔ یوسفی از بانگ جرس می‌آید
۲
طالع شهرت پروانه بلا شد در عشقورنه بی‌تابی او از همه‌کس می‌آید
۳
چون صبا بوی سر زلف تو آرد گستاخسرزده تا به دلم همچو نفس می‌آید
۴
کرده محرومی باغم به اسیری خشنودزان که بوی چمن از چوب قفس می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth