خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بس اندیشه از آشوب ملک جم، نگین داردهمیشه نقره خنگ خویش را در زیر زین دارد
۲
جهان سامان خود را عیب پوش ناقصان سازدندارد دست هرکس را که بینی آستین دارد
۳
سمندروار بر دریای آتش می زند خود راز مکتوبم کبوتر گرچه بال کاغذین دارد
۴
فکنده چین بر ابرو از برای زیب حسن او رادل ما شکوه ای گر دارد از نقاش چین دارد
صفحهٔ ۱ از ۲