شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز می به آب فتادن مرا زیان داردشکسته رنگی من بار زعفران دارد
۲
بهار آمد و بی گل شراب نتوان خوردکلید میکده را نیز باغبان دارد
۳
بود به قصد دلم زلف صیدبند تراز شانه ترکش تیری که در میان دارد
۴
جهان خراب شود گر سری زنم به زمینجفای چرخ مرا بس که سرگران دارد!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth