شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شعله آن گل رویم به روی خار کشیدبه جای سرمه به چشمم خط غبار کشید
۲
چه سادگی ست که خال لب تو آخر کاربه گرد خویش چو هندو ز خط حصار کشید
۳
به رهروان جهان ترک آشنایی کردز بس که خضر به راه من انتظار کشید
۴
صبا ز حرف خزان خوش لطیفه ای انگیختکه گفت با گل و بر گوش شاخسار کشید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth