خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق آشوب دل و جوش درون میآردگل این باغ نبویی که جنون میآرد
۲
دارد آبی چمن عشق که یک قطره از اومرغ تا خورد ز پا رشته برون میآرد
۳
هر سر موی از آن زلف پریشان راهیستکه سر از کوچهٔ زنجیر برون میآرد
۴
حسن مغرور به این ناز و نزاکت یاربتاب همصحبتی آینه چون میآرد؟
صفحهٔ ۱ از ۲