خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به خورشید سیاهی زده از روی سفیدماه نو را ز رهت گرد بر ابروی سفید
۲
سنبلی تاب به شاخ گل نسرین زده است:خم گیسوی تو پیچیده به بازوی سفید
۳
نشود هیچ در آیینهٔ روشن پنهاندلِ چون سنگ تو پیداست ز پهلوی سفید
۴
غیر من کز کمر نازک او بیتابمنشنیدم که برد دل ز کسی موی سفید!
صفحهٔ ۱ از ۲