خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم توام ز هوش تهیدست می کندیک سرمه دان شراب، مرا مست می کند!
۲
منعم مکن که گریه ی مستانه را دلمچنان که می به جام و سبو هست، می کند
۳
آرام، سازگار اسیران عشق نیستبلبل فغان به شاخ چو بنشست، می کند
۴
فریاد شد ز خانه ی همسایگان بلندمطرب ز بس که زمزمه را پست می کند
صفحهٔ ۱ از ۲