شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو آیینه خیالش در دلم بسیار می‌گرددتَذَرْوی در میان سبزهٔ زنگار می‌گردد
۲
رهی می‌باشد از دل‌ها به سوی یکدگر، امااگر آید غباری در میان دیوار می‌گردد
۳
اگر داری درشتی در مزاج خویش، عاشق شوکه هرجا سیل را افتد گذر، هموار می‌گردد
۴
تنی داری که می‌میرد برای جامه، ای زاهدسری داری که بر گرد سر دستار می‌گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth